مرتضى راوندى
251
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هدف سياسى جامع آدميت : اكثريت افراد اين جمعيت از يك هدف سياسى پيروى مىكردند و سعى داشتند كه همان حقوق و آزاديهايى را كه ملل پيشرفتهء غرب در طى مبارزات طولانى تحصيل كردهاند ، به دست بياورند . در رسالات آنها از حيثيّت و احترام آدمى و حقوق مدنى و آزادى انسان بحث مىشده است « بعلاوه در دو رسالهيى كه براى بيان اين دو اصل به رشتهء تحرير درآمده ، مبارزه عليه ظلم و استبداد ، دفاع از امنيّت جانى و مالى ، آزادى بيان و قلم و عقيده ، آزادى اجتماعات ، مساوات افراد در مقابل قانون ، و برابرى انسانها قطع نظر از اختلاف نژاد و گهر و دين ، به عنوان اصول اساسى حقوق بشر ، ذكر گرديده است . سليمان ميرزا اسكندرى كه مأمور تشكيل شعبه جامع آدميت در كرمانشاهان گرديده بود ، در مورد اين اصول ضمن نامهاى به عباسقلى خان مورخ 24 شعبان 1325 نوشته است « . . . با مطالبى كه در جامع آدميت آموخته بودم ، به قدر امكان ، معنى مساوات و مشروطيت و آزادى و برادرى و آدميت را به قدر فهم ناقص خود بيان كردم و آدميان را به هيجان آوردم . . . » « 1 » از لحاظ علمى ، جامع آدميت . . . معتقد بود كه كارهاى افراطى و بسيار تند كمكى به تقويت اساس مشروطيت كه در آن روزها جنبش تازهاى به شمار مىرفت نخواهد كرد ، بلكه اثر معكوس خواهد بخشيد و مانع ريشهدار شدن حكومت پارلمانى خواهد گرديد و حتى اساس آن را هم برهم خواهد زد و بدين جهت آدميت در حقيقت داراى نحوهء عمل اعتدالى بود و اعضاى آن مىگفتند حال كه فرمان مشروطيت تحصيل شده و مجلس ملى تأسيس يافته است ، بايد مردم را به حقوق اساسى و مسئوليت مدنى آنها آشنا كرد . . . » « 2 » اشكال اساسى در تركيب افراد جامع آدميت بود ، چنان كه گفتيم در آغاز نهضت مشروطيت ، مردم به مفهوم طبقه و اختلاف طبقات آشنا نبودند و نمىدانستند كه بين منافع محمد على شاه و يك فرد كاسب بازارى و يك عملهء روزمزد ، وحدت و هماهنگى وجود ندارد . محمد على شاه مىخواهد سلطنت كند و با قدرت فرمانروايى نمايد ، ولى فرد كاسب بازارى مىخواهد در محيطى آزاد و آباد ، فارغ از ظلم و ستمگرى به كار و كسب خود ادامه دهد و از حمايت قانون برخوردار گردد ؛ بنابراين ، نمىتوان در جامع آدميت ، محمد على شاه و همفكران مستبد او را با يك مشت روشنفكر متوسط الحال و جماعتى كارگر و پيشهور در پشت يك ميز نشاند و از منافع مشترك آنان سخن گفت . بههمين دليل
--> ( 1 ) . نقل از نامه سليمان ميرزا كه در اختيار دكتر فريدون آدميت است . ( 2 ) . فراماسونرى در ايران ، ج 1 ، ص 647 .